<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/" xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom" version="2.0">
  <channel>
    <title>پژوهش در مشاوره کودک و نوجوان</title>
    <link>https://jrcac.refah.ac.ir/</link>
    <description>پژوهش در مشاوره کودک و نوجوان</description>
    <atom:link href="" rel="self" type="application/rss+xml"/>
    <language>fa</language>
    <sy:updatePeriod>daily</sy:updatePeriod>
    <sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
    <pubDate>Sun, 21 Dec 2025 00:00:00 +0330</pubDate>
    <lastBuildDate>Sun, 21 Dec 2025 00:00:00 +0330</lastBuildDate>
    <item>
      <title>واکاوی مؤلفه‌های اثرگذار مطلوب در سازگاری اجتماعی دختران نوجوان وابسته به فضای مجازی</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733492.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر، واکاوی مؤلفه‌های مؤثر در سازگاری اجتماعی نوجوانان وابسته به فضای مجازی بود. پژوهش حاضر مطالعه کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی بود. جامعه آماری، دختران نوجوان 12 تا 18 ساله شهرستان تالش استان گیلان در سه‌ماهه تابستان 1402 بوده که به فضای مجازی وابسته بودند. نمونه‌گیری هدفمند با استفاده از پرسش‌نامه اعتیاد به فضای مجازی یانگ انجام شد و از 13 نفر مصاحبه نیمه‌ساختاریافته به‌عمل آمد و تا رسیدن به سطح اشباع و تکرار پاسخ‌ها ادامه یافت. در تحلیل داده‌ها از روش هفت مرحله‌ای کولایزی استفاده شد. یافته‌ها نشان می‌دهد مجموعاً از تعداد 13 مصاحبه 3 مضمون اصلی، 9 مضمون فرعی طبقه‌بندی شدند که: مضمون اصلی &amp;amp;laquo;پویایی و مشارکت فعال&amp;amp;raquo; با مضامین فرعی: &amp;amp;laquo;تقویت همزیستی و عدم نگرش متعصبانه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;درک و پذیرش فرهنگ بین‌المللی عدم تبعیض نژادی&amp;amp;raquo;؛ مضمون اصلی &amp;amp;laquo;کارآمدی هیجانی&amp;amp;raquo; با مضامین فرعی: &amp;amp;laquo;هوش بین‌فردی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;هوش هیجانی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;افزایش اعتمادبه‌نفس&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تقویت و گسترش عزت نفس&amp;amp;raquo;؛ مضمون اصلی &amp;amp;laquo;مهارت‌های اثرگذاری بر محیط اجتماعی&amp;amp;raquo; با مضامین فرعی: &amp;amp;laquo;مدیریت تعارض بین‌فردی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;برنامه‌ریزی و قصدمندی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;جهت‌گیری شناختی و عاطفی&amp;amp;raquo; طبقه‌بندی شده است. نتایج نشان داد مؤلفه‌های مربوط به باورخودکارآمدی در نوجوانان وابسته به فضای مجازی بر سازگاری اجتماعی اثر مطلوب دارد؛ بنابراین لازم است متصدیان و متولیان امر ضمن در نظرگرفتن نیازهای دوره نوجوانی و استفاده از فرصت فناوری ارتباطات و به تقویت و پرورش هرچه بیشتر باور خودکارآمدی در نوجوان اقدام نمایند .</description>
    </item>
    <item>
      <title>چالش‌های مسیر شغلی در گذار به استقلال: تجربه زیسته نوجوانان دختر ترخیص‌شده از مراکز شبه‌خانواده e</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733500.html</link>
      <description>نوجوانان دختر ترخیص‌شده از مراکز شبه‌خانواده با چالش‌هایی در زمینه مسیر شغلی و گذار به استقلال مواجه‌اند. این پژوهش، شناسایی و تبیین چالش‌های مسیر شغلی این گروه در فرایند گذار به زندگی مستقل بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی پدیدارشناسی انجام شد. داده‌ها از طریق مصاحبه &amp;amp;nbsp;نیمه‌ساختاریافته با ۷ نفر از افراد ترخیص‌شده (7 زن با میانگین سنی 27 سال) گردآوری شد. پس از کدگذاری داده‌ها، ۱۰ کدمحوری اصلی استخراج شد: چالش‌های مسیر تحصیلی؛ چالش‌های زیست در مرکز شبه‌خانواده؛ فقدان آمادگی پیش از ترخیص؛ نقش دیگران بر تصمیم‌گیری شغلی؛ چالش‌های انتخاب شغل؛ نقش مؤلفه‌های روان‌شناختی بر مسیر شغلی؛ تعارض نقش‌ها؛ ناامنی مالی و معیشتی؛ فروپاشی ساختارهای حمایتی و چالش‌های ثبات شغلی است. نتایج پژوهش بر ضرورت طراحی آموزش‌های هدفمند پیش از ترخیص و استمرار حمایت‌های پس از آن برای تسهیل مسیر شغلی و گذار موفق به استقلال تأکید دارد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی بازی‌درمانی آدلری بر اضطراب اجتماعی و خودتنظیمی هیجانی کودکان مبتلا به لکنت زبان</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733483.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بازی‌&amp;amp;shy;درمانی آدلری بر اضطراب اجتماعی و خودتنظیمی هیجانی کودکان مبتلا به لکنت زبان انجام شد. روش پژوهش نیمه&amp;amp;shy;‌آزمایشی با استفاده از طرح پیش&amp;amp;shy;آزمون- پس&amp;amp;shy;آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری در این پژوهش را کلیه کودکان 8 تا 10 ساله، دارای اختلال لکنت زبان در شهر تبریز در سال 1403 تشکیل دادند. برای انتخاب نمونه به روش نمونه&amp;amp;shy;گیری هدفمند، تعداد 30 نفر انتخاب شدند. برای تعیین اثربخشی از دستورالعمل درمانی کاتمن و مینی&amp;amp;shy;والن (2016) استفاده شد که به‌صورت گروهی به مدت 8 جلسه 60 دقیقه&amp;amp;shy;ای اجرا شد. هر دو گروه، با پرسش‌نامه‌های اضطراب اجتماعی جرابک (1996) و تنظیم هیجان گروس و جان (2003) به&amp;amp;shy;‌عنوان پیش&amp;amp;shy;آزمون و بعد از اتمام درمان به‌عنوان پس&amp;amp;shy;آزمون مورد ارزیابی قرار گرفتند. درنهایت پس از جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها از روش&amp;amp;shy;های آمار توصیفی میانگین و انحراف استاندارد و آمار استنباطی از آزمون تحلیل کوواریانس تک&amp;amp;shy;متغیره استفاده شد. سطح معنی&amp;amp;shy;داری در کلیه آزمون&amp;amp;shy;ها 05/0 در نظر گرفته شد. یافته&amp;amp;shy;ها نشان داد در هر دو متغیر اضطراب اجتماعی (001/0p&amp;amp;lt;) و خودتنظیمی هیجانی (001/0p&amp;amp;lt;) تفاوت معناداری بین گروه کنترل و آزمایش وجود داشت. با توجه به نتایج به&amp;amp;shy;دست آمده از این پژوهش، بازی&amp;amp;shy;درمانی آدلری تا حد زیادی می&amp;amp;shy;تواند به کاهش اضطراب اجتماعی و افزایش خودتنظیمی هیجانی کودکان مبتلا به لکنت زبان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تحلیل مضمون تجارب نوجوانان از تعارض‌های هویتی میان فرهنگ خانواده و شبکه‌های اجتماعی</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733496.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی تجربه زیسته نوجوانان از تعارض هویتی میان فرهنگ خانواده و شبکه‌های اجتماعی انجام شد. با توجه به نقش پررنگ شبکه‌های اجتماعی در شکل‌گیری هویت نسل جدید، این مطالعه ابعاد این تعارض را آشکار ساخت. روش پژوهش کیفی و مبتنی بر تحلیل مضمون بود. جامعه پژوهش شامل نوجوانان 13 تا 18 ساله شهر قزوین بود که با روش هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. این نوجوانان حضور مستمری در شبکه‌های اجتماعی چون اینستاگرام، یوتیوب، تیک‌تاک و... داشتند. داده‌ها از طریق مصاحبه نیمه‌ساختاریافته با 15 نوجوان گردآوری و پس از کدگذاری با رویکرد شش‌مرحله‌ای براون و کلارک (2006)، مضامین فرعی، اصلی و هسته‌ای استخراج شد. یافته‌ها نشان داد تجربه تعارض هویتی در چهار مضمون اصلی قابل تحلیل است: &amp;amp;laquo;استحاله ارتباطی-ساختاری خانواده در سایه شکاف بین خانواده و شبکه‌های اجتماعی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;تعارضات هنجاری-ارزشی تأثیرگذار در سبک زندگی&amp;amp;raquo;، &amp;amp;laquo;بازتعریف مفهوم هویت ناشی از سازوکار مقایسه&amp;amp;raquo; و &amp;amp;laquo;شبکه‌های اجتماعی به‌مثابه پناهگاه عاطفی و هویتی&amp;amp;raquo;. نتایج بیانگر آن است که نوجوانان برای پاسخ به نیازهای عاطفی و هویتی خود، شبکه‌های اجتماعی را جایگزین تعاملات خانوادگی می‌کنند و این امر به تضعیف ارتباطات خانوادگی و بروز تعارضات هنجاری منجر می‌شود. همچنین، سازوکار مقایسه اجتماعی در شبکه‌ها سبب بازتعریف مداوم هویت فردی شده و احساس ناپایداری هویتی را تشدید می‌کند. این یافته‌ها می‌تواند در برنامه‌های تربیتی، طراحی برنامه‌های حمایتی برای کاهش شکاف نسلی و تقویت هویت مثبت نوجوانان مورد استفاده قرار گیرد.&amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی نوجوان در رابطه بین سبک‌های فرزندپروری ادراک‌شده و تعارض والدنوجوان</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733505.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش واسطه‌ای تمایزیافتگی نوجوان در رابطه سبک‌های فرزندپروری ادراک‌ شده و تعارض والدنوجوان انجام شده است. روش پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی و از نوع مدل‌یابی معادلات ساختاری است. جامعۀ پژوهش را کلیه دانش‌آموزان دختر و پسر دوره متوسطه دوم مدارس شهر تهران در نیمه دوم سال تحصیلی 1403-1402 تشکیل دادند. تعداد 250 نفر به روش نمونه‌گیری در‌دسترس به‌عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل پرسش‌نامه ادراک از شیوه والدین (POPS) رابینز (1994)، پرسش‌نامه تعارض والدنوجوان (CBQ) پرینز (1979) و پرسش‌نامه خودتمایزیافتگی (DCI-SH) دریک (2011) بود. از مدل‌یابی معادلات ساختاری برای تحلیل داده‌ها استفاده شد. نتایج، بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش است. نقش میانجی‌گری تمایزیافتگی نوجوان در رابطه با دو سبک حمایت از خودمختاری فرزند و گرمی والدین با تعارض والدنوجوان تأیید شد (p&amp;amp;lt;0/05 ). باتوجه به تاثیر سبک‌های فرزندپروری ادراک‌شده و تمایزیافتگی در تعارض والدنوجوان، تمرکز بر این دو متغیر و افزایش آگاهی والدین از تاثیر این متغیر‌ها بر فرزندان ازطریق برگزاری کارگاه‌ها و برگزاری جلسات مشاوره فردی و خانوادگی پیشنهاد می‌شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجارب زیسته مربیان پیرامون مراقبت از کودکان کار مهاجر در مدرسه</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733498.html</link>
      <description>این پژوهش با هدف کاوش عمیق در تجارب زیسته مربیان پیرامون مراقبت از کودکان کار اتباع در محیط مدرسه، به بررسی چالش‌ها، موفقیت‌ها، و راهبردهای آنان در تعامل با این گروه آسیب‌پذیر می‌پردازد. کودکان کار اتباع، به‌دلیل شرایط پیچیده اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، نیازمند حمایت‌های ویژه‌ای در محیط آموزشی هستند. مربیان این کودکان نقش حیاتی در تسهیل فرایندهای یادگیری، سازگاری اجتماعی و ارتقای بهزیستی آنان ایفا می‌کنند. روش‌شناسی این پژوهش بر اساس رویکرد پدیدارشناسی تفسیری اسمیت استوار است که بر درک معنادار و تفسیر عمیق تجارب فردی تمرکز دارد. هشت مربی که به‌طور مستقیم با کودکان کار اتباع در مدارس مشغول به‌کار بودند، از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته و هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. داده‌های حاصل از مصاحبه‌ها با استفاده از فنون تحلیل تفسیری اسمیت که شامل شناسایی مضامین، توسعه مضامین فرعی، و استخراج نقل‌قول‌های توصیفی است، مورد تحلیل قرار گرفت. یافته‌های پژوهش پنج مضمون اصلی را برجسته ساخت: (۱) چالش‌های فرهنگی و زبانی در برقراری ارتباط مؤثر، (۲) مواجهه با مسائل روان‌شناختی و اجتماعی ناشی از تجارب پیشین کودکان، (۳) نیاز به منابع و حمایت‌های آموزشی تخصصی، (۴) تجارب موفقیت‌آمیز در ایجاد اعتماد و انگیزه یادگیری، و (۵) اهمیت آموزش‌های ضمن خدمت و شبکه‌سازی حرفه‌ای برای مربیان. این مضامین، تصویری جامع از پیچیدگی‌های نقش مربیان و راهبردهای انطباقی آنان ارائه می‌دهند. در بخش بحث و نتیجه‌گیری، یافته‌ها در پرتو ادبیات پژوهش‌های پیشین مورد تفسیر قرار گرفته و شباهت‌ها و تفاوت‌ها با مطالعات مشابه مورد بررسی قرار گرفته است. علل و پیامدهای تجارب مربیان تببین شده و پیشنهادات عملی برای بهبود حمایت از این کودکان و مربیان آنان، از جمله ارتقای آموزش‌های بین‌فرهنگی، تأمین منابع حمایتی، و ایجاد چهارچوب‌های حمایتی در سطح مدارس و سازمان‌های ذی‌ربط ارائه گردیده است. &amp;amp;nbsp;</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه نگرش به ازدواج، طلاق و زندگی در دختران با و بدون تجربه سکونت در مراکز شبه‌خانواده</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733493.html</link>
      <description>هدف پژوهش حاضر مقایسه نگرش به ازدواج، نگرش به طلاق و نگرش به زندگی در دختران با و بدون تجربه سکونت در مراکز شبه‌خانواده بود. روش این مطالعه از نوع علی_‌مقایسه‌ای بود. جامعه پژوهش شامل دو گروه دختران 15 تا 17 سالۀ عادی و ساکن در مراکز شبه‌خانواده دولتی تحت پوشش بهزیستی شهر رشت در سال 1403 بود که از بین آن‌ها 180 نفر (هر گروه 90 نفر) انتخاب شدند. دختران عادی با روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای و دختران ساکن در مراکز شبه‌خانواده به روش کل‌شماری انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش مقیاس نگرش به ازدواج براتن و روزن، نگرش به طلاق کینایرد و جرارد و نگرش به زندگی ری‌کر بود. برای تحلیل داده&amp;amp;shy;ها از روش&amp;amp;shy;های آماری t مستقل و تحلیل واریانس چندمتغیری (MANOVA) استفاده شد. تحلیل‌ها با‌ استفاده از برنامه SPSS نسخه 26 انجام شد. نتایج نشان داد بین نگرش به ازدواج، نگرش به طلاق و نگرش به زندگی دختران با و بدون تجربه سکونت در مراکز شبه‌خانواده تفاوت معناداری وجود دارد (001/0P&amp;amp;lt;). دختران عادی، نگرش به ازدواج و نگرش به زندگی مثبت‌تر و نگرش به طلاق منفی‌تری نسبت به دختران ساکن مراکز شبه‌خانواده داشتند. بر اساس یافته‌ها و با توجه به نگرش منفی دختران ساکن در مراکز شبه‌خانواده نسبت به ازدواج و زندگی و نگرش مثبت آن‌ها به طلاق؛ بنابراین توجه جدی مربیان مراکز شبه‌خانواده به نگرش‌های آن‌ها حائز اهمیت است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>اثربخشی درمان کوتاه‌مدت گروهی راه‌حل‌محور بر ابراز وجود و خودپنداره دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733481.html</link>
      <description>چکیدهضعف در ابراز وجود و خودپنداره منفی می‌تواند پیامدهای منفی بر رشد تحصیلی و اجتماعی دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی داشته باشد. درمان کوتاه‌مدت گروهی راه‌حل‌محور با تأکید بر شناسایی توانمندی‌ها و اهداف قابل دستیابی، رویکردی کارآمد برای ارتقای مهارت‌های ارتباطی و بهبود نگرش مثبت نسبت به خود به‌شمار می‌رود. پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان کوتاه‌مدت گروهی راه‌حل‌محور بر ابراز وجود و خودپنداره دانش‌آموزان دوره دوم ابتدایی شهرستان الشتر انجام شد. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش یک مطالعه شبه‌آزمایشی که با استفاده از یک طرح پیش‌آزمون، پس‌آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه آماری این پژوهش را کلیه دانش&amp;amp;shy;آموزان دوره دوم ابتدایی شهرستان الشتر در نیمسال تحصیلی 1402 تشکیل دادند. نمونه پژوهش 30 نفر از دانش&amp;amp;shy;آموزان دوره دوم ابتدایی (پایه&amp;amp;shy;های چهارم، پنجم و ششم) شهرستان الشتر بود که به روش نمونه&amp;amp;shy;گیری در دسترس انتخاب و به‌صورت تصادفی در دو گروه درمان کوتاه‌مدت راه&amp;amp;shy;حل‌محور (15 نفر) و گروه گواه (15 نفر) گمارش شدند. بدین‌صورت که پس از کسب مجوزهای لازم از بین مدارس ابتدایی شهرستان الشتر به‌صورت در دسترس یک مدرسه ابتدایی انتخاب و پس از تهیه فهرستی از دانش&amp;amp;shy;آموزان پایه چهارم، پنجم و ششم به‌صورت در دسترس با توجه به ملاک&amp;amp;shy;های ورود و خروج از مطالعه 30 نفر انتخاب شد. گروه&amp;amp;shy; آزمایشی درمان راه‌حل‌محور را به‌صورت گروهی در شش جلسه 60 دقیقه&amp;amp;shy;ای به‌صورت هفته&amp;amp;shy;ای دو بار با توجه به راهنمایی آموزش (de Shazer &amp;amp;amp; Dolan, 2007) دریافت کردند. گروه گواه مداخله&amp;amp;shy;ای دریافت نکرد. برای جمع&amp;amp;shy;آوری داده&amp;amp;shy;ها از پرسش‌نامه ابراز وجود (Gambrill &amp;amp;amp; Richey, 1975) و پرسش‌نامه خودپنداره (خودپنداره کودکان پیرز و هریس، 1969) استفاده شد. داده&amp;amp;shy;های جمع&amp;amp;shy;آوری شده با استفاده از نرم&amp;amp;shy;افزار SPSS.28 و با روش تحلیل کوواریانس چندمتغیری تجزیه و تحلیل آماری شدند. نتایج حاصل از تحلیل کوواریانس چندمتغیری نشان داد که درمان راه‌حل‌محور کوتاه‌مدت بر ابراز وجود و خودپنداره کودکان اثربخش است (05/0&amp;amp;gt;P). این رویکرد با فراهم‌کردن فضایی حمایتی و تمرکز بر نقاط قوت، ابزارهایی عملی برای مقابله با چالش‌های ارتباطی و ارتقای اعتمادبه‌نفس در اختیار دانش‌آموزان قرار می‌دهد. ازاین‌رو، به‌کارگیری آن در محیط‌های آموزشی و مشاوره مدرسه می‌تواند به بهبود سازگاری اجتماعی و موفقیت تحصیلی دانش‌آموزان کمک کند.</description>
    </item>
    <item>
      <title>ارتباط بین وزن و نمایه توده بدن با اختلال بیش‌فعالی در کودکان: یک مرور نظامند</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733482.html</link>
      <description>چکیدهاختلال کمبود توجه/بیش‌فعالی (ADHD) یک اختلال عصبی چندجانبه است که هم کودکان و بزرگسالان را تحت تأثیر قرار می‌دهد که با علائم بی‌توجهی، بیش‌فعالی و تحریک‌پذیری مشخص می‌شود. در سال‌های اخیر، تعامل بین اختلال بیش‌فعالی و تغییرات وزن، به‌ویژه چاقی، به‌عنوان یک منطقه مهم پژوهش ظاهر شده است. این رابطه دوطرفه است: از یک‌طرف، تحریک‌پذیری مربوط به اختلال بیش‌فعالی و عملکرد ضعیف اجرایی ممکن است افراد را به رفتارهای غذایی ناسالم مستعد کند و از طرف‌دیگر، تغییرات وزن مانند چاقی می‌تواند بر شدت و نتایج درمانی علائم اختلال بیش‌فعالی تأثیر بگذارد. در این مقاله شواهدی در مورد چگونگی وزن، شامل شرایط کم‌وزن و اضافه‌وزن، بر شدت علائم اختلال بیش‌فعالی، راهبرد‌های مدیریت و نتایج کلی بررسی شده است. در این مطالعه با استناد به مقالات مطالعات مقطعی، آینده‌نگر و ژنتیکی موجود در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی داخلی و خارجی در بازه زمانی سال‌های 2000-2024 سعی بر ادغام یافته‌ها گردید تا یک مرور کلی از عوامل و سازوکار‌های اساسی این رابطه پیچیده ارائه شود.</description>
    </item>
    <item>
      <title>تجارب زیسته کودکان بدسرپرست و بی‌سرپرست در مراکز شبه‌خانواده؛ پیرامون چالش‌های مرتبط با مسائل تحصیلی</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733502.html</link>
      <description>این پژوهش به بررسی تجارب زیسته کودکان بی‌سرپرست و بدسرپرست ساکن در مراکز شبه‌خانواده پیرامون چالش‌های تحصیلی آنان می‌پردازد. پژوهش با تمرکز بر ابعاد فردی، روان‌شناختی، اجتماعی و نهادی، به‌دنبال شناسایی موانعی است که کودکان در فرایند تحصیل تجربه می‌کنند. پژوهش با رویکرد کیفی و پدیدارشناسی تفسیری ون‌منن انجام شد. مشارکت‌کنندگان شامل دختران 11 تا 14 ساله ساکن در مراکز شبه‌خانواده شهر تهران بودند. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته با دختران ساکن مراکز شبه‌خانواده گردآوری و با تمرکز بر استخراج مضامین بنیادین تحلیل شد. تحلیل روایت‌های زیسته نشان داد که یادگیری برای کودکان تجربه‌ای پراکنده و اضطراب‌آلود است؛ مدرسه بیشتر به‌عنوان فضایی از رهاشدگی و بی‌توجهی تجربه می‌شود تا حمایت. روابط با همسالان دوگانه‌اند؛ گاه منبع تعلق و گاه طرد و تمسخر. وابستگی شدید به معلمان به‌عنوان تنها منبع امنیت، همراه با اضطراب و کاهش انگیزه، چرخه‌ای از ناکامی و بی‌قدرتی را شکل می‌دهد. ضعف در مهارت‌های هیجانی نیز باعث واکنش‌های عاطفی شدید در موقعیت‌های تحصیلی می‌شود. کودکان در مراکز شبه‌خانواده با چرخه‌ای از اضطراب، ناکامی و بی‌انگیزگی تحصیلی مواجه‌اند که ریشه در ترکیب عوامل فردی، اجتماعی و نهادی دارد. کمبود حمایت عاطفی و آموزشی، ارتباط سازمان‌یافته میان شبه‌خانواده و مدرسه، و مداخلات روان‌شناختی، وضعیت تحصیلی کودکان ساکن در مراکز شبه‌خانواده را با مشکل مواجه کرده است.</description>
    </item>
    <item>
      <title>نقش فومو و اضطراب اجتماعی در پیش‌بینی فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733503.html</link>
      <description>امروزه، بسیاری از افراد برای گریز از هیجانات ناخوشایند و فشارهای ناشی از این فرسودگی تحصیلی، به استفاده از اینترنت و شبکه‌های اجتماعی به‌عنوان پناهگاهی موقت روی می‌آورند. یکی از مفاهیم نوظهور در زمینه اینترنت، فومو است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش فومو(ترس از جا ماندن) و اضطراب اجتماعی، در پیش‌بینی فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان انجام شده است. این مطالعه در چهارچوب پژوهش‌های توصیفی و با رویکرد همبستگی انجام گرفت. به‌منظور بررسی سهم هر متغیر در پیش‌بینی فرسودگی تحصیلی، از رگرسیون خطی چندگانه بهره گرفته شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانش‌آموزان دختر شهر تهران در مقطع متوسطه دوم در سال تحصیلی 1403-1404 است. در این پژوهش، نمونه‌گیری به‌صورت تصادفی خوشه‌ای انجام شد؛ بدین‌ترتیب که از میان مناطق ۲۲ گانه تهران، منطقه ۱۴ و سپس سه مدرسه دخترانه متوسطه برگزیده شد. از هر پایه تحصیلی نیز یک کلاس به‌صورت تصادفی انتخاب و پرسش‌نامه‌ها توسط دانش‌آموزان همان کلاس‌ها تکمیل گردید. یافته‌ها نشان داد که فومو و اضطراب اجتماعی، به‌طور مثبت و معنادار فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان را پیش‌بینی می‌کنند. تحلیل رگرسیون حاکی از آن است که فومو 5.5 درصد از تغییرات فرسودگی تحصیلی و اضطراب اجتماعی نوجوانان نیز 6/4 درصد از فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان&amp;amp;nbsp; را تبیین می‌کند p&amp;amp;lt;0.01)). بر اساس یافته‌های این پژوهش، می‌توان نتیجه گرفت که فومو و اضطراب اجتماعی از طریق کاهش تمرکز، ایجاد حس ناکافی بودن و مقایسه اجتماعی بر فرسودگی تحصیلی دانش‌آموزان مؤثراند که با تشخیص به‌موقع و همچنین پیشگیری‌ها و اقدامات لازم، می‌توان از وقوع آن در نوجوانان جلوگیری به‌عمل آورد. کد اخلاق پژوهش حاضر به شماره IR.KHU.REC.1403.184 می‌باشد.</description>
    </item>
    <item>
      <title>مقایسه راهکارهای بهبود کیفیت رابطه نوجوانان با مادران شاغل و خانه‌دار</title>
      <link>https://jrcac.refah.ac.ir/article_733506.html</link>
      <description>پژوهش حاضر با هدف شناسایی تفاوت&amp;amp;shy;های راهکارهای مؤثر در بهبود کیفیت رابطه نوجوانان با مادران شاغل و خانه‌دار انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون براون و کلارک (2006) اجرا گردید. نمونه‌گیری به‌صورت هدفمند و در دسترس انجام شد و تا رسیدن به اشباع داده‌ها ادامه یافت. داده‌ها از طریق مصاحبه‌های نیمه‌ساختاریافته گردآوری شد و درمجموع ۱۶ نوجوان دختر ۱۴ تا ۱۸ ساله شامل هشت نفر با مادر شاغل و هشت نفر با مادر خانه‌دار در پژوهش مشارکت داشتند. مضامین اصلی عبارت بودند از: ارتباط همدلانه و احترام متقابل، مشارکت در امور خانه و تقویت مسئولیت‌پذیری نوجوان، حفظ حریم شخصی و اعتماد متقابل، معنا‌بخشی به نقش مادری و خانه‌داری، و پیوند اجتماعی و الگوسازی بیرونی. درمقابل، در خانواده‌های دارای مادران شاغل، مضامین اصلی شامل بهینه‌سازی زمان مشترک با نوجوان، تحول نگرش و پذیرش تفاوت‌های نسلی، استفاده از فناوری برای تداوم رابطه عاطفی، تعادل میان اقتدار و آزادی نوجوان، و الگوسازی در استقلال و رشد شخصی بودند. راهکارهای پیشنهادی شامل تقویت همدلی، مشارکت متقابل، احترام به استقلال نوجوان، استفاده هدفمند از فناوری و الگوسازی مثبت مادر است. نتایج این پژوهش چهارچوبی بومی و کاربردی برای مشاوران خانواده، روان‌شناسان و سیاست‌گذاران جهت ارتقای کیفیت روابط مادر&amp;amp;ndash;نوجوان و بهزیستی خانوادگی فراهم می‌آورد.</description>
    </item>
  </channel>
</rss>
